در جستجوی ریشه واژه فندک

زمانی که سرگرم نوشتن مطلب تاریخچه فندک بودم و در تلاش برای بدست آوردن تاریخ اختراع و راه دور و دراز تبدیل شدن فندکها از یک وسیله زینتی و گران به یکی از روزمره ترین وسایل زندگی بشر؛ از خودم پرسیدم: واژه فندک یعنی چی؟! از کجا میآد؟! بد ندیدم که ریشه و معنای کلمه فندک را نیز به مطلبم اضافه کنم. هرچند که در انتها تصمیم من عوض شد و ریشه یابی واژه فندک را در این نوشته و جداگانه آوردم.
اما اولین و قابل حدس ترین کاری که کردم جستجوی کلمه فندک در فرهنگ واژگان فارسی بود. نتیجه ها هم اینها بودند:
فندک:
لغتنامه دهخدا:
-فندک . [ ف ُ دُ ] (اِ) فندق . ( آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع به فندق شود.
فرهنگ فارسی معین:
-فندک . [ ف َ دَ ] (اِ) آلتی است فلزی که در آن سنگ مخصوص و فتیله تعبیه کرده اند و با آن آتش روشن کنند. غالبا برای آتش زدن سیگار به کار رود. (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی عمید:
-وسیلهای فلزی دارای سنگ چخماق و فتیله برای روشن کردن آتش، به ویژه سیگار.
این سه مورد تنها مواردی بود که از این واژه در فرهنگها از آن حرف زده شده بود. دهخدا فقط نام فندک را ذکر کرده. ظاهرا در سالهای ابتدایی دهه 30 که استاد اولین تالیف فرهنگ خودش را منتشر کرده، فندک را قابل توضیح ندانسته و ارجاع به فندق داده! البته بعد تر در لغت نامه دهخدا از تعریفی که فرهنگ معین از این واژه داده استفاده شده است. نکته جالب در مورد تمام این فرهنگها این هست که تمام این کتابها در فاصله دهه 30 تا 50 خورشیدی اولین چاپ خود را داشته اند و این مقارن با سالهای 1950 تا 1971 میلادیست، که هنوز فندکهای پلاستیکی یکبار مصرف تولید نشده بودند و بازارها را قبضه نکرده بودند! پس فندک وسیله ایی فلزی بوده! هنوز هم این ایراد تصحیح نشده، مانند بیشمار ایرادهایی که با گذشت زمان متوجه فرهنگ های لغت میشوند.
جوابی نگرفتم! پس در اینترنت جستجو کردم” ریشه واژه فندک ” و هیچ چیزی پیدا نکردم. به سراغ وبسایتهای اشعار فارسی رفتم تا شاید ارجاعی تاریخی پیدا کنم و کلمه فندک را در کل وبسایت و دیوانهای شعر سرچ کردم و باز جوابی نگرفتم. پس از آن به سراغ ترکیب واژه رفتم. پس واژه فَند را در لغت نامه ها جستجو کردم. فند به سه معنی کلی آمده بود. بند، پند و مکر و حیله. دو مورد اول رد بود و مورد سوم بر تنِ واژه فندک، فریب کوچک معنا میداد که میشه گفت عجیب بود!
دلیل این جستجو این بود که در فرهنگ های لغات ریشه کلمه ذکر نشده بود و فقط به کارکرد آن اشاره شده بود. پس در تلاشی دیگر! به دلیل وجود کلمات زیاد عربی در زبان فارسی معنای فندک را به عربی جستجو کردم. «قداحة» جواب بود. هیچ راهی پیدا نکردم از این کلمه به واژه فندک! فندک نمیتوانست فرزند قداحة باشد. پس چخماق را هم سرچ کردم و به «صوان» رسیدم که باز هم راهی به کلمه فندک باز نمیکرد.
با ناامیدی و به عنوان تیر آخر در گوگل ترنسلیت کلمه فندک را به ترکی سرچ کردم و به این شکل رسیدم çakmak! سخت بود خواندنش. بر روی آیکون اسپیکر در کنار کلمه کلیک کردم و صدای یک زن اپراتور را شنیدم که با صدایی خراباتی و مست گونه میگفت: چَکمَک!
چَکمک؟ بر وزن فندک؟ به نظرم آمد که شاید ریشه پیدا شد! به احتمال زیاد فندک مشتقی از چکمک ترکی بود. به نظر طبیعی هم بود که این اسم از ترکیه به ایران سفر کند. میان ایران و کشورهای صنعتی اروپا، ترکیه و روسیه وجود داشتند و هر محصول و فن آوری جدید باید از خاک این دو کشور می گذشت تا به ایران برسد.
اما خود کلمه چکمک نیز در زبان ترکی از کلمه چخماق ( آتش زنه، آتش پرک ) گرفته شده که به آن چکمکتیشی گفته میشود. پس امکان دارد کلمه فندک، مشتقی از کلمه چخماق باشد که یک گویش مازندرانی از کلمه چقماق ترکی است.
من دانشی در زمینه زبان شناسی و ادبیات ندارم و این نتیجه ایی بود که من از جستجو در اینترنت گرفتم! اما به این نکته واقف هستم که در کار زبان و تاریخ، قطعیت وجود ندارد؛ پس خیلی خوشحال خواهم شد اگر شما هم نکته ایی میدانید یا نظری دارید در قسمت نظرات با من و خوانندگان دیگر به اشتراک بگذارید.
ممنون.
سلام گفته میشود زمانی که قوام فندک را به عنوان هدیه به ایران دریافت میکند برای نامگذاری آن به استاد فروزانفرمراجعه میکند و ایشان با دیدن نحوه آن نام فندک روی آن میگذارند.به معنی وسیله کوچکی که کلک میزند.در ادبیات عامه شهر بشرویه ملک و فندک به معنای فریب است.بنابراین فندک یعنی وسیله کوچکی که فریب میدهد.به دلیل آتش ناگهانی که از درونش بیرون می آید
سلام. کلمه فند در زبان کردی به معنی شمع افروختنی است. کلمه فنداک و فندانک هر دو به معنی شمعدان است به کردی.
در فرهنگ کردی-فارسی ههژار به واژه فند اشاره شده است.
با درود بشما. از اطلاعاتی ک درمورد فندک از شما دریافت کردم سپاس گذاری میکنم. فهمیدم ک واژه ایرانی ست.
با سپاس از شما که وقت گذاشتین و این مطلب رو مطالعه فرمودین و برای ما نظرتون رو ثبت کردین🌹
با سلام احتمال دارد به خاطر اینکه برای روشن کردن سیگار فندک را بسمت فک نزدیک میکنند در اغاز به شکل دم فکی بوده وبعد باقلب شدن و روان شدن این حالت در زبان گفتار به صورت فندک باقی مانده باشد.
سلام…بسیار ممنون از ثبت نظرتون.
فند ریشه پهلوی میانه به چمِ (معنای) فن عربی است. این ریشه هنوز در واژگانی چون ترفند (فندی که با فریب همراه گردد) زنده است.
پسوند _َک در پهلوی یا همان پارسی میانه، همسنگِ «_ی نسبی» در فارسی امروزی است. برای نمونه: بهارک به چمِ بهاری است نه بهار کوچک. امروزه به جای _َک نسبی پارسی پهلوی ساسانی (یا همان پارسی میانه) به واژه هایی که پیشتر ک داشتند، ه می دهیم. برای نمونه می گوییم: بهاره (همان بهاری)، تابستانه (تابستانی)، پروانه (پران+ک: چیزی که می پرد)، خجسته (خجستک)، کاشانه (کاشانک)، پایانه، سرانه، سامانه و …
فند همان گونه که دکتر معین نیز در فرهنگ خود آورده «صورتی از فن عربی نیست». در فرهنگ واژه یاب به پایمردی ابولقاسم پرتو و فرهنگ پایه به کوشش تهمورس جلالی نیز فندک واژه ای پارسی شناخته شده است.
امروز خوشبختانه با گردش آزاد داده ها و یادگیری واژگان پارسی میانه دریافته ایم بسیاری از آنچه پیشتر می پنداشتیم از عربی به پارسی آمده اند، به راستی ریشه های پهلوی هستند که به عربی راه یافته اند.
فندک از بر هم کُنِش و همایی (ترکیب) فندِ پهلوی به چمِ تردستی و شِگرد با -َکِ تباری (نسبی) به دست آمده.
سرچشمه ها:
جلالی، تهمورس ۱۳۵۴ – فرهنگ پایه پارسی سره
معین، محمد ۱۳۸۶ – فرهنگ فارسی
ابولقاسم پرتو ۱۳۷۷ – واژه یاب، فرهنگ برابر های پارسی واژگان بیگانه
بسیار ممنون از تحقیق کامل و جامعتون و ثبت نظرتون.
چقدر این مطلب و نظرات دوستان در مورد کلمه فندک جالب و خواندنی شد. ممنون از همه و اسموکیش.
احتمال تبدیل “چکمک”/”چخماق” به کلمه “فندک” بسیار بعید به نظر میرسه.
سلام ساسان عزیز.
ممنون از ثبت دیدگاهتون…
همونطور که توی متن هم اشاره شده این مورد هم جزو احتمالات هست و میشه بهش فکر کرد.
اولین استفاده از فندک در اسلحه فلینتلِک چخماقی در قرن ۱۷ بود ، و شاید در فارسی محاوره ای فلینتلک به فلیندلک مبدل شده و سپس برای سهولت فندک گفته میشد.
احتمال داره از آلمانی اومده باشه شاید! مثل بعضی کلمه ها مثل ترمز،اتوبان،…تو گوگل ترنسلیت بزنید تلفظش یکم شبیهه
سلام مسعود جان ، بله این احتمال هم هست
باسلام و سپاس بابت تلاش در ریشه یابی واژه فندک
، در مورد این واژه باتوجه به ساختار دوبخشی کلمه چند دیدگاه وجود داره اول اینکه در ادبیات کُردی فندک به معنی اتشدان یا شمع دان کوچک ذکر شده در تعبیر دیگر ( فند) به معنی تکنیک و عملکرد زیرکانه و( ک) پسوند تحقیر میباشد که از پسوند کامل ( کُه) به معنای کوچک بوده و فندک که با عملکرد زیرکانه و سریع یک جهش ناگهانی اتش را از خود نشان میدهد را میتوان به معنی عملکرد زیرکانه کوچک ترجمه کرد.
فندک ازکلمه فَنّ عربی است ودرزبان تورکی به فندتغییریافته ودرنهایت چون وسیله کوچکی است ک تصغیراومده کلامیشه فن کوچک